چکیده:
یکی از ابعاد مهم سیرهی اهلبیت (ع)، نحوهی تعامل آنان با موضوع فقر در جامعه و انسانهای نیازمندی است که در فقر و تنگدستی زندگی میکردند. پدیده فقر معلول عوامل متعددی است که بخشی از آن ها عوامل معنوی مانند زیاده خواهی، ستمکاری و اسراف است و گروه دیگر از آن ها، عوامل مادی مانند انحصار ثروت در دست توانگران، مدیریت نادرست و ناکارآمد، تنبلی و بیحوصلگی در کار و بیتدبیری در ادارهی زندگی میباشد. اهلبیت (ع) برای مبارزه با این پدیده، دو راه مختلف پیشگیری از فقر و رفع فقر را در پیش گرفته بودند. آن ها برای پیشگیری از فقر، علاوه بر آگاه ساختن مردم نسبت به وظایف فردی، مانند تقوا و ایمان، طلب علم و دانش، کسب تجربه و مهارت و تدبیر در معیشت، تلاش میکردند تا با ترویج راهکارهای اجتماعی مانند ایجاد روحیهی تعاون و همکاری، تکافل اجتماعی و کمک به ستم دیدگان، از بروز و گسترش پدیده فقر در جامعه جلوگیری نمایند. همچنین در دورهای که حاکمیت در دست ایشان بود، با نظارت مستقیم بر بازار، منع از احتکار، عمران و آبادانی، توسعهی کشاورزی و صنعت و گرفتن مالیات در پیشگیری از فقر تلاش کردهاند. بررسی سیرهی اهلبیت (ع) در زمینه رفع فقر نیز ما را با وظایف فردی و اجتماعی بسیاری آشنا میسازد. میانهروی در هزینهها، غنیمت شمردن فرصتها، کار و تلاش، پرداخت خمس و زکات، کمک به فقیران و تولیت اغنیا برای حیات فقرا همگی شواهدی بر این موضوع هستند. اهلبیت (ع) در عصر حاکمیت نیز با تعدیل ثروت، ایجاد اشتغال، پشتیبانی از کشاورزی و دام داری، مبارزه با مفاسد مالی کارگزاران و حمایت از فقرا، تلاشهای بسیاری در رفع فقر نمودهاند. نتیجه مهم این تحقیق آن است که مبارزه اهلبیت (ع) با فقر، مبارزهای جدی و اساسی از طریق ریشهکن نمودن علل آن است، نه اینکه شکمهای گرسنه را دعوت به صبر نموده و مسائل اقتصادی را در نظر آنان کماهمیت جلوه دهند.
کلیدواژهها: فقر، اهلبیت (ع)، سیره، رفع فقر، ثروت، اقتصاد.