چکیده نسبت خود و دیگری بهمثابه یک امر هویتی، در جامعهشناسی طنین خاصی داشته و لذا بهعنوان یک مفروض در ذیل تعریف از فردگرایی عارضهای برای روح مدرنیته غربی تلقی شده است. در این باب ایدههای مهم در جامعهشناسی غربی (مارکسی، دورکیمی، وبری و زیملی) هر کدام بهنوعی خواستهاند طرحی برای مواجهه با آثار نامناسب «تقابل خود و دیگری» در فرهنگ مدرنیته غربی ارائه دهند. از وجه مقایسه بیناتمدنی و بینادینی نیز باید به فرهنگ اسلامی ارجاع داد و لذا میتوان به نص قرآن و سنت پیامبر اسلام (ص) بهعنوان سرمتن معتبر و مستند برای تنظیم «نسبت اخلاقی خود و…