اذن پدر در ازدواج دختر از دیدگاه شیعه و حنفیه

چکیده:

دختری که در امر ازدواج قرار می‌گیرد در چند صورت تصور می‌شود: یا بالغه یا صغیره. اگر بالغه باشد یا باکره است یا ثیبه. در صغیره نیز یا باکره است یا ثیبه. اگر دختر صغیره باشد باکره بودن یا ثیبه بودن در فقه اهل‌بیت (ع) و مذهب حنفیه هیچ تأثیری ندارد. چراکه ملاک در مکتب اهل‌بیت (ع) و مذهب حنفیه در صغیره، صغیره بودن دختر است، پس پدر بر دختر صغیره ولایت دارد؛ و اگر دختر بالغه و ثیبه باشد بنا بر مذهب حنفیه هیچ اختلافی بر عدم ولایت پدر بر دختر وجود ندارد. ولی اگر دختر باکره رشیده باشد، در مکتب تشیع بین علماء اختلاف‌نظر وجود دارد. در این موضوع نُه نظریه در کتب فقهی شیعه ذکرشده است. 1) پدر بر دختر بالغه و باکره ولایت مطلقاً ندارد. 2) پدر بر دختر بالغه و باکره ولایت مطلقاً دارد. 3) پدر و دختر در ولایت مشترک هستند. 4) در ولایت نکاح بین پدر و دختر تخییر است. 5) پدر در عقد متعه ولایت دارد، دختر در عقد دائم. 6) پدر در عقد دائم ولایت دارد، دختر در عقد متعه. 7) پدر و دختر در ولایت نکاح مستقل هستند. 8) پدر و دختر در ولایت نکاح مستقل هستند ولی انتخاب پدر بر انتخاب دختر مقدم است. 9) هر دو بدون اذن دیگری می‌توانند عقد نکاح را بخوانند ولی پدر حق دارد عقد دختر را فسخ کند. بنا بر جمع ادله متعارضه و طریق احتیاط نظریه سوم (نظریه تشریک) به نظر صحیح می‌آید؛ اما اگر دختر رشیده، ثیبه باشد پدر در نزد شیعه ولایت ندارد. اگر دختر عاقله نباشد بنا بر مکتب تشیع و مذهب حنفیه پدر بر دختر ولایت دارد. در این حکم بالغه و ثیبه بودن دختر هیچ تأثیری ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *